X
تبلیغات
وبلاگ رسمی شهرستان کهنوج

به دل دارُم همیشه یاد کهنو ، خوشا باد و خوشا شوباد کهنو

درباره وبلاگ
این وبلاگ با هدف آشنایی با شهرستان کهنوج و اطلاع از آخرین اخبار این شهرستان راه اندازی شده است . کهنوج با طول جغرافيايي 57/7 و عرض جغرافيايي 94/27 و با مساحت 3816 کیلومتر مربع در کشور ایران و در جنوب استان کرمان قرار دارد . جمعیت این شهرستان حدود 50 هزار نفر می باشد و فاصله ی آن تا مرکز استان حدود 360 کیلومتر و تا استان هرمزگان 195 کیلومتر است . این شهرستان از جنوب به شهرستان منوجان و استان هرمزگان و از شزق به شهرستان قلعه گنج و از شمال شرق به شهرستان رودبار و استان سیستان و بلوچستان محدود می شود . ارتفاع این شهرستان از سطح دریا 500 متر مربع و دارای آب و هوای گرم و خشک و گاهی مرطوب است . کهنوج دارای کوه های نسبتاً بلند کلمُرز ، گروک و کوه سفید می باشد . نقل شده که اسکندر در بازگشت هند از طریق بمپور وارد کهنوج ( رودبار ) شد و از آنجا به طرف سبزواران حرکت کرد . مارکوپلو در سفرنامه ی خود اشاره به شهری بنام کنوسلمی در جنوب کرمان می نماید که شرح موقعیت آن مطابق با کهنوج است . از آثار تاریخی این شهرستان می توان به قلعه ی تاریخی سید خان نام اشاره کرد . همچنین زیارت بی بی طیبه در روستای اَزَلی واقع در 4 کیلومتری مرکز شهر می باشد . این وبلاگ جهت اطلاع رسانی اخبار شهری ، حومه ، استانی و کشوری به شهروندان کهنوجی و دیگر هموطنان راه اندازی شده است . شما هم می توانید با ارسال مطلب در این امر خطیر همکار ما باشید .
پیوندهای روزانه
پیوندها
طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
بررسي علمي محروميت‌ها در جنوب استان كرمان‌

خبرگزاري فارس: دبير همايش مهر باران گفت: هدف همايش مهر باران بررسي علمي محروميت‌ها در جنوب استان كرمان با حضور جمعي از دانشجويان جهادي در منطقه است.‌


‌محمود عليگو صبح امروز در حاشيه همايش مهر باران در گفتگو با خبرنگار فارس در جيرفت اظهار داشت: اهداف اردوهاي جهادي به سمت و سوي رفع محروميت از مناطق مشكل‌دار كشور است و با همگرايي دانشجويان در منطقه جنوب كرمان مسئله محروميت‌زدايي مطرح و با بررسي علمي در منطقه، گام‌هاي موثري در رفع محروميت برداشته مي‌شود.
وي افزود: نقش اصلي اين همايش پژوهش دانشجويي در مورد محروميت و عوامل محروم ماندن منطقه است كه در اين موضوع تعامل خوبي بين مردم و مسئولان برقرار مي‌شود.
عليگو خاطرنشان كرد: دانشجويان جهادگري كه در اين همايش حضور دارند در قالب 30 گروه چهار تا پنج نفره به بيش از 13 منطقه جنوبي كرمان اعزام مي‌شوند.
وي تصريح كرد: اين دانشجويان در شهرستان‌هاي جيرفت،‌ كهنوج، قلعه‌گنج، منوجان، رودبار، عنبر‌آباد و بخش فارياب از توابع كهنوج حضور دارند و منطقه را لحاظ وضعيت اجتماعي، سياسي، فرهنگي و ساختاري بررسي مي‌كنند.
دبير همايش مهر باران گفت: اين تيم‌هاي اعزامي به مناطق جنوبي كرمان با تهيه پرسش‌نامه‌هايي به نوعي مردم را در كار مقدماتي خود مشاركت مي‌دهند و بعد از جمع‌بندي محروميت‌ها در منطقه‌اي كه حضور پيدا كردند، با مسئولان محلي براي رفع محروميت‌ها به گفتگو مي‌پردازند.
عليگو افزود: پنج‌شنبه شب جلسه نهايي و جمع‌بندي كلي منطقه جنوب كرمان با حضور مسئولان، فرمانداران اين منطقه و نمايندگان شهرستان‌هاي جيرفت، كهنوج، عنبرآباد، منوجان، قلعه‌گنج و رودبار جنوب در مجلس شوراي اسلامي برگزار مي‌شود و اين جلسه در دانشگاه علمي كاربردي جيرفت در علي‌آباد برگزار مي‌شود.
وي در پايان اظهار داشت: در روز آخر مراسم اختتاميه اين همايش با حضور بشارتي رئيس دفتر مناطق محروم، شاكري معاون دفتر مددكاري بهزيستي كشور و مسئولان استاني و رئيس جهاد دانشگاهي كل كشور صبح جمعه در سالن مداحي‌پور جيرفت برگزار مي‌شود.
 
 
۸۸/۲/۳۱
 نوشته شده توسط گُچگ کهنو |  
عروج ملکوتی آیت الله بهجت فومنی

 

آیت الله بهجت فومنی 

عروج ملکوتی آیت الله بهجت فومنی را به تمام مسلمانان دنیا تسلیت می گوییم

و صلواتی برای آن بزرگوار می فرستیم 

 

 

آیت الله العظمی محمد تقی بهجت فومنی از مراجع تقلید بزرگ شیعه و از شاگردان میرزای نائینی و آیت الله العظمی بروجردی ساعت 4 عصر امروز در بیمارستان ولی عصر قم در سن 96 سالگی درگذشت. فقیه بزرگی که شرکت در نماز وی از خاطره انگیزترین لحظات هر مسافر شهر قم شمرده می شد.

از سال 77 که شایعات فراوانی مبنی بر چشم برزخی و کرامات وی منتشر شد، وجهه علمی و فقهی وی عملاً به فراموشی سپرده شده و نماز وی بسیار شلوغ تر از قبل برگزار می شد. هرچند بارها این شایعات از سوی وی و نزدیکانش تکذیب شده بود.

مسجد آیت الله بهجت (فاطمیه) در مرکز شهر قم از دیرباز به عنوان مرکز تجمع طلبه ها شناخته می شد. حتی در دوران انقلاب نیز با وجود عدم نقش فعال سیاسی آیت الله بهجت، نماز جماعت وی مرکز تجمع طلاب مبارز بود. اما آیت الله کهنسال قم که از نظر اخلاقی نیز مورد تأیید بزرگان شیعه بود، ترجیح می داد در سیاست دخالت چندانی نکند و از نظر فقهی نیز شاهد تفاوت هایی میان دیدگاه های وی با دیدگاه های رسمی بودیم.

اگرچه وی مدت زیادی از عمر خود را در قم سپری نمود، اما باید وی را پرورده مکتب فقهی نجف دانست. او در کنار فقهای بزرگی چون حضرات آیات عظام سیستانی، منتظری و حسین وحید خراسانی از مراجع تقلید مهم کنونی شیعه شمرده می شد.

چند ساعت پس از رحلت این مرجع بزرگ، هنوز در رسانه ملی خبر خاصی نیست !


 

به نقل از http://tourjan.blogfa.com

۸۸/۲/۲۷

 نوشته شده توسط گُچگ کهنو |  
نامه سرگشاده جهانگیری به رئیس جمهور

 

اسحاق جهانگیری همانطور که در گفتگو با «فردا نیوز» وعده داده بود در نامه ای به احمدی نژاد نسبت به آمارهای اعلام شده توسط مسئولان دولتی اعتراض کرد.

وی در آن گفتگو اعلام کرده بود: « در نامه ای مکتوب به آقای احمدی نژاد ثابت خواهم کرد که چه دولتی به آرمان های انقلاب نزدیک تر بوده، کار بیشتری کرده و عملکرد موفق تری داشته است.»

در نامه سرگشاده جهانگیری به رئیس جمهور آمده است:

بسمه تعالی

جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و احترام.

اکنون 42 ماه است که دولت جنابعالی استقرار پیدا کرده است و در این مدت سخنان پرشماری به مناسبت های گوناگون درباره موضوع های متفاوت بیان کرده اید. دقت در آنچه برزبان شما جاری شده مؤید این داوری است که جنابعالی دولت خود را اصولگراترین دولت پس از انقلاب دانسته و یا دست کم دولت را در این تراز می دانید. طبیعت و سرشت اصولگرایی حکم می کند دولتی که خود را به آن متصف می کند به ویژه رئیس محترم آن،‌ اخلاق اسلامی و به ویژه صداقت در گفتار و عمل را پاس بدارد.

جناب آقای احمدی نژاد
پایه نظام جمهوری اسلامی و سرمایه حاکمان آن، ‌اعتماد ملی است و این اعتماد همه چیز نظام است و همه تصمیم ها، اقدام ها و رفتارهای حکمرانان باید در مسیر صیانت ازاین عنصر صورت پذیرد.‌ اعتماد پدیدار شده به حاکمان در این نظام به آسانی به دست نیامده است. سال های زیادی سپری شده و خون های بسیاری ریخته شده تا اعتماد گسترده شهروندان به مسئولان نظام فراهم شده است. جفاکارانه ترین کار این خواهد بود که مسئولان با بی اعتنایی یا خدای ناخواسته خودپسندی،‌ پایه های استوانه نیرومند این اعتماد را با بیان سخنانی که با حقیقت سازگار نیست،‌ سست و لرزان کنند.

راز ماندگاری همراه با سربلندی و افتخار هر جامعه ای این است که حاکمان و مسئولان و همچنین رهبران احزاب خود را مقید به صیانت از ارزش های اخلاقی دانسته و در مناسبات جاری میان خود و مردم این ارزش ها را به کار گرفته و به الزام های آن پایبند باشند.

جناب آقای رئیس جمهور
در چند سال گذشته تلاش کرده ام ضمن اظهار نظر کارشناسانه درباره برخی سیاست ها که تشخیص می دادم برای ایران و شهروندان ایرانی مفید است،‌ از ورود به بحث هایی که جنابعالی و وزیران محترم مطرح کرده اند اجتناب کنم. اما مطالب شما در گفت و گوی تلویزیونی مورخ 29/11/1387آن قدر از واقعیت ها به دور بود که مانع از ادامه رویکرد قبلی ام شد. حضرتعالی در سخنان خود همانند دفعات قبل در سال جاری آمار و اطلاعاتی به مردم دادید که گویا عملکرد و دستاوردهای اقتصادی دولت شما،‌ چندین برابر دستاورد دولت های قبلی و حتی احتمالا از اول تاریخ بوده است. انگیزه نوشتن این مطلب صرفا این نیست که چرا چنین آمار و اطلاعاتی به شهروندان می دهید،‌ بلکه انگیزه ام از بیان آنچه در سطور بعدی می آید درباره نتیجه گیری عجیب شما بود و من به عنوان یک شهروند که اطلاعاتی از وضعیت اقتصادی و مدیریتی کشوردارم تمایل دارم نکاتی را به اطلاع رئیس جمهورمحترم برسانم اگر با دقت و از سر انصاف به این تذکردلسوزانه توجه شود، مفید فایده برای نظام و کشور خواهد بود.

جناب آقای رئیس جمهور
علاقمندم پیش از اینکه به بررسی برخی آمارهای ارایه شده توسط جنابعالی در گفت و گوی تلویزیونی مورخ 29/11/1387 بپردازم و آن را با واقعیت ها مقایسه کنم،‌ چند نکته را یاد آور شوم:

1- شما ضمن برشمردن دستاوردهای اقتصادی و صنعتی در دولت نهم آنها را ناشی از روحیه آرمانی دراین 5/3 سال دانستید و آن گاه در مقایسه با پیشرفت های زمان جنگ چنین نتیجه گیری کردید که «وقتی جنگ آغاز شد کسانی تا سال 1360 فضا را تخریب می کردند،‌ بنابراین تا آن زمان پیشرفت نداشتیم،‌ اما وقتی عوامل تخریب از صحنه سیاسی کشور کنار گذاشته شد فضا برای پیروزی ها مهیا شد».

جناب آقای رئیس جمهور
اطلاع رسانی درباره دستاوردهای دوران مسئولیت جنابعالی به مناسبت های گوناگون و مقایسه این دستاوردها با سال های قبل، در صورتی که با هدف امیدوار کردن مردم به نظام و همچنین تقدیر از مسئولان فعلی باشد،‌ امری پسندیده است،‌ اما این اقدام موقعی در جهت هدف های یاد شده خواهد بود که واجد دو ویژگی باشد.

نخست آن که،‌ این آمار و اطلاعات بر پایه واقعیات استوار باشد. واقعیت این است که تقویت اعتماد شهروندان و ایجاد امید در آن ها بیش از آنکه به ارایه آمار و ارقام معطوف باشد،‌ به صادقانه و کارشناسانه بودن این اطلاعات بستگی دارد.

دیگر این که تقدیر رئیس جمهور از تلاش مدیران و مسئولان دولت خود،نباید موجب توهین و تخریب غیر منصفانه مسؤلان قبلی گردد‌ که در فرایند ایجاد کارهایی که اکنون به عنوان دستاورد دولت نهم معرفی می شود سهم و نقش بسزائی داشته اند.

احتمالا قبول دارید که توهین و تحقیر کسانی که اکنون در دولت فعالیت ندارند با هیچ کدام از آموزه های دینی و با هیچ معیاراخلاقی سازگار نیست و تصدیق می کنید که این کار با شعار مهرورزی و عدالت خواهی که شما مدعی آن هستید درتناقض کامل قرار دارد. از این داوری غریب شما که گروه پرشماری از مدیران و مسئولان دولت های قبلی را با عوامل تخریب سال های قبل از 1360 مقایسه کردید،‌ باید به خدا پناه برد. آن هم درباره کسانی که در فرایند ایجاد آنچه که شما دستاوردهای دولت نهم می دانید،‌ قطعا نقش کمتری از مسئولان دولت فعلی نداشته اند.

جناب آقای احمدی نژاد
ضرورتی نمی بینم که از خود دفاع کنم اما لازم می دانم از همکاران گرانقدر خود در وزارتخانه های معادن و فلزات و صنایع و معادن دفاع کنم. این دفاع از کسانی است که سال ها مسئولیت مستقیم فعالیت هایی را برعهده داشتند که نتیجه بخشی از فعالیت آن ها را شما به عنوان دستاورد دولت نهم ارایه می نمائید. این گروه از مدیران دولت های سابق از زمره پاک ترین و آرمانگراترین مدیران ایران بوده و هستند وسابقه مبارزات آنها در دوران دانشجویی درسال های قبل از انقلاب آشکار است. اکثر آنها در دفاع مقدس حضوری فعال و مستمر داشته اند و افتخار در اختیار داشتن مسئولیت های گوناگون از بسیجی تا قائم مقام لشکر را داشته و افتخار دارند که جانباز و از اعضای خانواده معزز شهدا هستند.

این مدیران که من خود را موظف به دفاع ازآنها می دانم پله به پله مسئولیت پذیرفته و با کسب تجربه های ارزشمند به معاونت وزارتخانه رسیده اند. این گروه کسانی هستند که هرگز بر اساس رفاقت به مناصب و مقام های اجرایی دست نیافته و زمانی در مسئولیت های مهم قرار گرفتند که کوهی از تجربه و دانش ذخیره کرده بودند. به همین دلایل است که آن ها با تکیه بر علم و تجربه، کارآمد ترین تصمیم ها را در زمان مسئولیت خود در بخش صنعت ومعدن اتخاذ و دوره پرافتخاری را در این عرصه رقم زدند.

2- احتمالا پس از 5/3 سال فعالیت در منصب بالاترین مقام اجرایی کشور،‌ جنابعالی با روند اجرایی شدن طرح های بزرگ صنعتی آشنا شده اید. در این صورت اکنون می دانید برای اجرایی شدن طرح های بزرگ در صنعت و معدن مثل طرح های فولاد،‌مس،‌آلومینیوم، پالایشگاه،‌ نیروگاه،‌ سد و... حتی اگر مدیران شرایط محیطی مهیایی داشته باشند،‌ آینده نگر باشند و نیز جسارت تصمیم گیری داشته باشند. از زمان تصمیم به اجرای طرح تا رسیدن به بهره برداری و استفاده از همه ظرفیت های تولیدی باید یک فرایند نسبتا طولانی سپری شود.

واقعیت این است که طرح های بزرگ صنعتی نیازمند مطالعات فنی و اقتصادی است. احتیاج به برگزاری مناقصه های بین المللی دارد،‌ باید قراردادهای متعددی با طرف های خارجی اعم از شرکت های مجری و بانک های تأمین کننده منابع منعقد شود و این قراردادها باید به تأیید و تصویب مراجع قانونی مثل سازمان مدیریت و برنامه ریزی(سابق) و شورای اقتصاد برسد و سپس به مرحله عملیات ساخت تجهیزات رسیده و در طی یک مدت مقرر ساخته و به بهره برداری برسد.

اگر مدعی قدرت خلق الساعه برای دولت نباشید باید بپذیرید که واحدهای های بزرگ صنعتی و معدنی،‌ نفت و پتروشیمی در یک چشم برهم زدن به وجود نمی آیند و بنابراین هیچ دولتی نمی تواند و نباید ادعا کند که طرح های بزرگ را بدون فعالیت دولت های قبلی انجام داده است.(آن هم در کمتر از یک دوره) هر فردی که چنین ادعایی کند تنها موجبات تعجب و بهت کارشناسان و متخصصان را فراهم کرده است.

پیشنهاد می کنم گزارشی از پیشرفت طرح های بزرگ نظیر فولاد، آلومینیوم، پتروشیمی و پالایشگاه که در دور اول سفرهای استانی به عنوان ایده های جدید به مردم وعده اجرای آن ها داده شده از مسئولین دریافت شود میزان پیشرفت آن ها خیلی از مسائل را روشن خواهد کرد.

3- درباره اجرای طرح های بزرگ صنعتی توجه به نحوه تأمین منابع مالی ضروری است، از اواخر فعالیت دولت آقای هاشمی رفسنجانی تصمیم گرفته شد که توسعه طرح های فولاد،‌مس وآلومینیوم از منابع داخلی شرکت ها تأمین شده ومسئولیت باز پرداخت وام های ریالی و ارزی نیز به عهده شرکت ها باشد. در اواسط فعالیت دولت قبلی بود که تأسیس بورس فلزات با هدف خارج کردن کالاهای یاد شده از سبد حمایتی به مثابه یک روش کارآمد انجام شد. این اقدام منطقی و مبتنی بر رفتار اقتصادی راه را برای تأمین منابع مالی طرح های توسعه فولاد،‌آلومینیوم ومس هموار کرد. مزید اطلاع جنابعالی یاد آور می شوم متوسط قیمت فولاد، مس و آلومینیوم دردولت فعلی نسبت به دولت قبل از رشد چشمگیری برخوردار بوده است. لذا در دوره فعالیت دولت نهم حتی اگر رشد تولید اتفاق نمی افتاد،‌ رشد منابع مالی به شرکت ها تنها از طریق افزایش قیمت ها،‌ قابل توجه بوده است.

علاوه بر این فروش 80 درصد سهام فولاد مبارکه،‌ صنایع مس و فولاد خوزستان،‌آلومینیوم اراک در دولت جنابعالی،‌ منابع مالی بیشتری برای تزریق به واحدها فراهم کرده است که در دولت های قبلی چنین امکانی وجود نداشت. اکنون می توان پرسید که افزایش ورودی منابع مالی جدید به شرکت های عهده دار تولید وتوسعه فولاد، مس، وآلومینیوم که از دو محل افزایش قیمت این محصولات و فروش سهام به دست آمده در این مدت به چه کاری اختصاص یافته است؟ درصورتی که بخواهیم رشد ظرفیت در تولید کالاهای یاد شده در دولت فعلی و دولت های قبلی را به صورت واقعی و منصفانه مقایسه کنیم،‌ ضرورت دارد که میزان و چگونگی تأمین منابع مالی طرح ها را لحاظ کنیم تا مقایسه ای دقیق صورت پذیرد.

جناب آقای احمدی نژاد
پس از یادآوری 3 نکته مهم یاد شده اکنون به بررسی آمار اعلام شده توسط شما در سیمای جمهوری اسلامی می پردازم.

شما اعلام کردید « هر زمان که ما آرمانی حرکت کردیم سرعت پیشرفت بیشتر شده است،‌ برخی این را باور نمی کنند اما من این را در زمین نشان می دهم. ما در بخش تولید آلومینیوم،‌قبل از انقلاب 25 هزار تن تولید می کردیم،‌ این رقم درسال 1383 به 218 هزارتن رسیده و در دولت نهم به 457 هزار تن رسید. می بینید وقتی فضا انقلابی می شود چگونه پیشرفت شتاب می گیرد.» شما درست می گویید که تولیدات صنعتی روی زمین انجام می شود و قابل شمارش است. بنابراین لازم است که هم میهنان گرامی در جریان میزان صحت و دقت آمار ارایه شده توسط جنابعالی قرار گیرند. در شرایط حاضر دو کارخانه مهم و بزرگ تولید آلومینیوم درکشور فعال است که تولید آنها در سال 1383 معادل 218 هزار تن،‌ و در سال های 1385و1386 به ترتیب معادل 205 هزارتن و 202 هزارتن بوده است. بنابراین جنابعالی باید توضیح دهید که عدد 457 هزار تن که مغایرت فاحشی با واقعیات دارد متعلق به کدام سال است؟و از کجا و با چه منطقی تهیه شده است؟ احتمالا از مسئولین سئوال خواهیدکرد که چرا چنین اشتباهاتی را به زبان رئیس جمهور محترم جاری می سازند.

درمورد طرح های دردست اجرا که از دولت قبل فعالیت اجرایی آن ها شروع شده بود و در این دولت به بهره برداری رسیده و یا در دست اجرا می باشد به فرصتی دیگری واگذار می کنم.

جنابعالی در گفت و گوی تلویزیونی اعلام کردید: « در مس قبل از انقلاب تولید نداشتیم،‌ قبل از دولت نهم تولید مس به 178 هزار تن و در دولت نهم به 260 هزار تن رسیده است». برای اطلاع هم میهنان گرامی و رئیس جمهور محترم،‌ یادآور می شوم عملیات اجرایی برای بهره برداری از مس سرچشمه در کرمان، ‌پیش از پیروزی انقلاب شروع و پس از پیروزی انقلاب اسلامی کارخانه آن تکمیل و راه اندازی شد. مطالعه و اجرای «احداث و توسعه» کارخانه مس سرچشمه،‌ کارخانه تغلیظ سرچشمه،‌ کارخانه تغلیظ مس میدوک، کارخانه تغلیظ مس سونگون از دولت اول آقای خاتمی آغاز و به همراه کارخانه مس خاتون آباد در یک روز ماندگار در تاریخ صنعت مس کشور در سال 1383 با حضور آقای خاتمی به بهره برداری رسید. تنها کارخانه تغلیظ سونگون با تأخیر در اوایل دولت نهم افتتاح شد.

ملاحظه می کنید که با طرح های یاد شده به اضافه چندین طرح زیربنایی مورد نیاز برای صنعت مس،‌ ظرفیت تولید مس کشور در سال 1383 به 280 هزارتن در سال افزایش یافت و تولید این محصول پس از گذشت 4 سال از افتتاح طرح های مذکورباید بیشتر از رقمی می شد که اعلام کردید. به علاوه می توان سوال کرد که با وجود مطالعات مقدماتی در این حوزه دولت نهم کدام طرح جدید برای افزایش ظرفیت تولید مس را اجرا نموده یادردست اجرا دارد؟

جناب آقای احمدی نژاد
درباره موضوع مهم فولاد نکات پرشماری وجود دارد که برخی از آنها را به اختصار یادآور می شوم. شما در مصاحبه تلویزیونی به مردم گفتید : « درتولید فولاد قبل از انقلاب 370 هزار تن تولید می کردیم، قبل از دولت نهم 9 میلیون تن،‌ در این دولت به 15 میلیون تن رسیدیم». با توجه به اینکه معیار سنجش میزان تولید فولاد درهمه کشورهای جهان و از جمله ایران« فولاد خام» است و انستیتوی بین المللی فولاد، تولید فولاد ایران را در سال 2008 معادل 964/9 تن اعلام کرده که فقط 500 هزار تن بیشتر از رقم تولید سال 2005 است، ‌این پرسش مطرح است که جنابعالی عدد 15 میلیون تن فولاد را از کجا آورده اید. با توجه به اینکه شما در اوایل امسال نیز همین عدد را اعلام کرده بودید،‌ بهتر است از کسانی که این رقم را برای اطلاع رسانی به شما ارایه کرده اند بپرسید که این میزان تفاوت تولید( از 10 میلیون تن تولید واقعی تا 15 میلیون تن اعلام شده توسط حضرتعالی) از کجاحاصل شده است؟

انتظار می رود اگر کسانی به اشتباه میزان فولاد تولیدی کشوررا با فولاد وارداتی(که درکشور نورد می شود) به عنوان فولاد تولید کشورمطرح می کنند مسئولین آن را اصلاح نمایند نه این که درگزارش های رسمی بازگوکنند.

یادآور می شوم مطابق مصوبه شورای اقتصاد، ‌مقررشده بود با اجرای طرح های توسعه فولاد،‌ ظرفیت تولید این محصول در پایان برنامه سوم به 14 میلیون تن برسد که به دلیل پیمان شکنی شرکت های ژاپنی در ساخت کارخانه فولاد هرمزگان در حد 9/11 میلیون تن متوقف شد. همچنین دربرنامه چهارم پیش بینی شده بود که 12 میلیون تن به ظرفیت تولید فولاد اضافه شود و با سازمان مدیریت و برنامه ریزی(سابق) نیز به توافق رسیده بودیم. ملاحضه خواهید فرمود که ظرفیت فولاد کشور با هدف برنامه چهارم فاصله زیادی دارد.

متأسفانه آمارهای اعلام شده توسط جنابعالی درباره رشد تولید ذغال سنگ و کک حاوی همان اشتباهات اشاره شده است که از تکرارآنها صرف نظر می نمایم . اگر علاقمند باشید می توانید از مسئولان این بخش ها توضیح بخواهید تا حداقل خودتان اطلاع دقیقی از آمار واقعی تولید سالانه این محصولات پیدا کنید. درشرایط فعلی میزان کک وارداتی افزایش یافته و معادن ذغال سنگ کشور با مشکل فروش روبه رو شده اند.

آقای رئیس جمهور
شما و همه کارشناسان و متخصصان و دست اندرکاران از اهمیت صنعت سیمان برای پیشبرد طرح های توسعه ای- عمرانی اطلاع کافی دارید جنابعالی در همان سخنرانی در مورد سیمان گفتید «در تولید سیمان قبل از انقلاب 2/6 میلیون تن، قبل از دولت نهم به 34 میلیون تن و هم اکنون به 64 میلیون تن رسیده است ». پس از انقلاب در دو زمان دو تصمیم مهم برای توسعه سیمان کشور گرفته شد.

در برنامه اول توسعه که نیاز شدید به سیمان احساس شد، توسعه این صنعت در دستور کار قرار گرفت. با اختصاص سهمیه قابل توجهی از اعتبارات فاینانس ارزی به شرکت احداث صنعت سیمان و نیز سایر تولید کنندگان،‌ ساخت و بهره برداری از چند کارخانه سیمان را انجام شد. در اوایل برنامه سوم توسعه،‌ کمبود ظرفیت تولید سیمان با توجه به طرح های عمرانی پیش بینی شده به صورت یک نیاز جدی مطرح شد. لازم بود اقدام مهمتری برای توسعه سیمان انجام می گرفت. برای ایجاد تعادل در عرضه و تقاضای و نیز افزایش صادرات سیمان،‌ وزارت صنایع و معادن،‌ مصوبه ای را درسال 1380به تصویب هیأت امنای حساب ذخیره ارزی رساند که بر اساس آن بخش خصوصی ترغیب شد که در این صنعت سرمایه گذاری کند و این حرکت ماندگارکه نتیجه تدبیر برای توسعه صنعت سیمان با استفاده کارآمد از حساب ذخیره ارزی و توان بالقوه بخش خصوصی بود. مصوبه یاد شده و اطلاع رسانی شفاف درباره چگونگی استفاده از تسهیلات حساب ذخیره ارزی راه را برای ورود دهها متقاضی سرمایه گذاری در بخش سیمان هموار کرد. آمار موجود نشان می دهد تا پایان خرداد 1384 ساخت 51 طرح جدید تولید سیمان با ظرفیت حدود 50 میلیون تن در سال در بانک ها تصویب شده بود.

دراین مسیر بود که پرداخت وام ارزی به میزان 1350 میلیون دلار برای طرح های سیمان به تصویب بانک ها رسید و برای شروع به کار 40 کارخانه سیمان به ظرفیت حدود 40 میلیون تن در سال گشایش اعتبار شد. عملیات اجرایی کارخانه های سیمان از 1380 آغاز و سیمان کویر کاشان به عنوان نخستین کارخانه کارش را با این روش آغاز کرد. پیش بینی شده بود که متقاضیان و دریافت کنندگان وام ارزی و سرمایه گذاران چهار سال پس از گشایش اعتبار،‌ کارخانه های سیمان را راه اندازی کنند در صورتی که منابع ریالی طرح های گشایش اعتبار شده سیمان به موقع تأمین می شد، با راه اندازی طرح های مذکور در سال های برنامه چهارم باید ظرفیت تولید سیمان کشور در سال 1388 به حدود 70 میلیون تن در سال می رسید که قادر بود علاوه بر نیاز داخلی بازارهای عراق و افغانستان را نیز تأمین کند.

جناب آقای احمدی نژاد،‌
باید با کمال تأسف به اطلاع برسانم،‌ اعضای دولت شما با باز گرداندن سیمان به سبد حمایتی که پی آمد آن در بورس سهام آشکارگردید و ارزش سهام این شرکت ها از 250 میلیارد تومان به کمتر از 100 میلیارد تومان کاهش یافت و از طرف دیگر بانک ها در تأمین منابع ریالی مورد نیاز طرح ها سخت گیری کردند واین عوامل اجازه نداد تولید سیمان رشد شتابان را تجربه کند به طوری که مطابق گزارش های رسمی تولید سیمان در ده مامه منتهی به پایان دی ماه امسال حدود 5/37 میلیون تن بوده است مشخص نیست عدد 5/64 میلیون تن که جنابعالی اعلام کردید از کجا آمده است؟

یادآور می شوم که تجربه موفق سیاستگذاری کارآمد در توسعه صنعت سیمان می توانست مدل مناسبی برای توسعه سایر رشته های صنعتی باشد و حساب ذخیره ارزی رشد و توسعه صنعتی را تحرک بخشد وکانونی برای افزایش سهم بخش خصوصی دراقتصاد باشد،‌ اما صد افسوس که این تجربه موفق نیز به عمد یا به سهو تداوم نیافت و هزار افسوس که منابع حساب ذخیره ارزی به شکل های دیگری هزینه شد و به جای فایده رساندن به تولید کشور حتی در مواردی به زیان مردم عمل کرد.

جناب آقای رئیس جمهور
ضمن پوزش ازطولانی شدن مطالب امیدوارم فرصت کافی برای خواندن و دقت در آنچه نگاشته شد داشته باشید و شخصا به این نکات توجه کنید. از فرصت استفاده کرده و حرف پایانی را برای روشنگری یادآورمی شوم.

‌ واقعیت این است که ابلاغ سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی از سوی مقام معظم رهبری و حمایت همه جانبه مجلس شورای اسلامی، مجمع تشخیص مصلحت نظام، قوه قضائیه و سایر نهادهای نظام از اجرای این سیاست ها که با رشد شتابان قیمت نفت در بازارهای جهانی و کسب درآمد ارزی افسانه ای مقارن شد،‌ فرصت طلایی در اختیار دولت نهم قرار داد که نهضت اصیل و سترگی برای کشاندن پای بخش خصوصی به صحنه سرمایه گذاری در اقتصاد را بر پا کند. با این همه و با کمال تأسف واقعیت برخلاف آن شد. و ماهیت هزینه کردن منابع ارزی گرانبهای حاصل از فروش ثروت ملی در 5/3 سال گذشته نه تنها به رشد سرمایه گذاری منجر نشد،‌ بلکه متوسط رشد سرمایه گذاری طی سال های اخیر به کمتر از نصف عملکرد برنامه سوم ( 6/9 درصد) محدودگردید. علاوه بر این،‌ متأسفانه شیوه و ماهیت هزینه کردن درآمدهای ارزی به رشد حیرت انگیز نقدینگی در جامعه منجر و به این دلیل تورم نیز افزایش یافت.

جناب آقای احمدی نژاد
حتما می دانید که ایجاد فضا و محیط مناسب سیاسی،‌ اقتصادی و اجتماعی مهمترین عامل محقق شدن رشد سرمایه گذاری است و وظیفه شخص رئیس جمهور و دولت ایجاد چنین فضای مناسبی است. مطمئن باشید در صورت فراهم کردن فضای مناسب و اطمینان بخش، هزاران سرمایه گذار و کارآفرین توانا،‌ در صحنه عمل اقتصادی حاضر شده و راه رشد و توسعه را هموار می کنند با این توضیح کلی و برای حسن ختام،‌ چند مشکل اساسی موجود تولید صنعتی را یادآور شده و توصیه می کنم که راه حل های ارایه شده مورد توجه قرار گیرد اگر قصد و اراده ای وجود دارد که مشکل تولید صنعتی برطرف شود،‌ گام اول باید درجهت بهبود فضای کسب وکار باشد که متاسفانه به اذعان برخی ازمدیران ارشد دولت شما درسال های اخیر وضع بدتر شده است. اقدام دیگر مربوط به حوزه مسکن و ساختمان است که باید رکود این بخش برطرف و رونق به آن بازگردانده شود. رونق بخش مسکن اهرم رشد تولید ده ها رشته صنعتی است ادامه وضعیت فعلی می تواند بخش صنعت را با مشکلات جدی تر مواجه کند.گام دیگر تأمین نقدینگی واحدهای تولیدی است که در حال حاضر به مشکل اصلی تبدیل شده است. این معضل با توجه به فشار ظالمانه قدرت های جهانی در اعمال تحریم بانک های ایرانی بیشتر از هر بخشی،‌ فعالیت های صنعتی را متأثر کرده است و باید در این باره چاره اندیشی شود تا صنعت را زمین گیر نکند. مسئله مهم دیگر رشد واردات با پائین نگه داشتن اداری نرخ ارز علیرغم نرخ بالای تورم درکشوراست که موجب کاهش قدرت رقابت تولیدات داخلی شده و فعالیت های صنعتی را در تنگنای اساسی قرار داده است.

آقای رئیس جمهور
امیدوارم به اهمیت بخش صنعت و معدن به عنوان موتور محرک رشد اقتصادی و توسعه کشور توجه کافی مبذول وتدبیرهای کارآمد برای تسریع و شتاب بخشی به این فعالیت ها اتخاذ فرمائید.

با پوزش مجدد و آرزوی توفیق
اسحاق جهانگیری

 

به نقل از فردانیوز

۸۸/۲/۲۶

 نوشته شده توسط گُچگ کهنو |  
در گفتگویی صریح و رو در رو زادسر ، هاشمی را به حرف آورد

 

زادسر ، هاشمی را به حرف آورد

 

جمهوریت: گفتگوی خواندنی حجت الاسلام علی زادسرجیرفتی، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با آیت الله هاشمی رفسنجانی ریاست مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با ابتکارعمل و تلاش ایشان صورت گرفت و فرصتی بود تا این نماینده ادوار چهارم، پنجم و هفتم که آشنایی کاملی از مشکلات کشور و نحوه اداره امور داشته صراحتا با یکی ازموثرترین چهره های تاریخ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی سخن بگوید. در این میان علت سکوت معنا دار هاشمی رفسنجانی در برابر بعضی از برنامه و عملکردهای دوات نهم را جویا شود.آیت الله هاشمی رفسنجانی هم مانند همیشه با سعه صدر به پرسش های آقای زادسر پاسخ گفتند و صراحت اعلام کردند که چرا در این دوران سکوت برگزیده اند.

آنچه در پی می آید بخشی از این گفتگوست با این شرح که علاقمندان می توانند شرح ماجرا و متن کامل ان را در سایت جناب آقای زادسرZadsar.ir بخوانند.

روز دوازدهم آذرماه ١٣٨٧ بود كه به بهانه‌ دعوت به همايش سی‌سال قانونگذاری در جمهوری اسلامی ايران، راهی خانه‌‌ ملت شديم وحقيقتاً از بيانات حضرت آيه‌الله اكبر ‌هاشمی‌رفسنجانی رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام وحضرت حجت‌الاسلام‌ والمسلمين ناطق‌نوری رياست محترم بازرسی ويژه‌ دفتر مقام معظم رهبری، استفاده برديم.

بعد از اتمام جلسه ضمن احوالپرسی با هاشمی‌رفسنجانی، خدمت ايشان دوكلمه تقديم گرديد كه اگر اجازه بدهند حضوری مطالبی را به صورت صريح و بدون تعارف، در محضرشان مطرح كرده و پاسخ‌های روشن و بی‌پرده‌ ايشان را، جويا شويم.

در تاريخ دوم دی‌ماه يكهزاروسيصدوهشتادوهفت، از دفتر رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام ، تلفنی خبر دادند كه فردا ٣/١٠/١٣٨٧، ساعت ١١:٠٠ صبح، وقت ملاقات شما با حضرت حاج‌آقا تنظيم شده است، مطابق زمان تعين شده، توفيق زيارت رياست محترم مجلس خبرگان رهبری، رفيق گرديد و بدون وقفه پرسش‌ها و مطالب نويسنده آغاز شد كه تا نزديكی اذان ظهر به طول انجاميد، و آنگاه رئيس دولت مشهور به سازندگی، هرآنچه را كه لازم ديدند پاسخ دادند كه در مرتبه‌ نخست، فهرست پاره‌ای از آن پرسش‌ها را ذكر كرده است و سپس پاسخ‌های ايشان را، تقديم می‌دارد...

روابط حضرتعالی، با رهبرمعظم انقلاب اسلامی حضرت آية‌الله خامنه‌ای مدظله، چگونه روابطی است؟ آيا عاطفی وعرفانی است و يا سياسی و يا كاری است؟

روابط من با آية‌الله خامنه‌ای، هم عاطفی است و هم معرفتی و هم سياسی و هم كاری. معرفتی است زيرا عميقاً همديگر را می شناسيم، خلقيات، عادات، روحيات و افكار هر يك از ما برای ديگری روشن و بسيارنزديك است و بدين جهت است كه حقيقتاً عاطفی است.

سياسی است، زيرا من و آقای خامنه‌ای عمده عمر خود را با همكاری سياسی گذرانيده‌ايم و با سياست عجين شده‌ايم.

كاری است؛ چونكه در طول نيم‌ قرن گذشته، آقای خامنه‌ای و من، در حقيقت لازم و ملزوم هم و مكمل يكديگريم، در طول مبارزه، تمام كارهای (حداقل پنجاه و چند سال عمر) من و ايشان، در راستای سروسامان دادن به امور انقلاب اسلامی، اداره‌ كشور، و رتق و فتق مشكلات سخت روزگار دفاع مقدس ملت شجاع و مسلمان ايران، بوده و هست.

اختلافات فی‌مابين شما و «آقا» چگونه به وجود می‌آيد و برای رفع آن‌ها چه می‌كنيد؟ اگر ممكن است نمونه‌هايی از اختلافات و كيفيت حل آن‌ها را، بيان بفرماييد؟

البته كه اختلافات داريم مگر می‌شود دو تا انسان با يكديگر هيچ گونه اختلافی نداشته باشند، احتمالاً آن چيزی كه موجب پرسش شما است، اختلاف در امور مهم و سياست‌های كلان كشور در داخل و خارج است، درست است؟

بنده با نامزد شدن خودم برای مجلس خبرگان رهبری مخالف بودم، مقام معظم رهبری از من توضيح خواست و دلايل مرا نپذيرفت و به من امر كردند كه بايد ثبت نام كنيد

بله آقا...!

من و رهبری، در موارد اختلافی، با يكديگر بحث می‌كنيم تا يكی از ما دو نفر مجاب بشود. اگر من قانع شدم كه تكليف روشن است، اگر مقام معظم رهبری ادله و توجيهات مرا پذيرفتند، خوب مطابق تكليف خود عمل می‌كند، اما اگر هيچكدام از ما نظرات ديگری را نپذيرفتند و ازبراهين و توضيحات ارائه شده متقاعد نشدند، چه بايد كرد؟، اين موضوع را با آقا به مباحثه گذاشتيم و سرانجام با دليلی كه می‌گويم، بنده خود را مكلف ديده و می‌بينم كه از نظرات و اوامر ولی امر، تمكين و تبعيت كنم، و آن دليل اين است كه ايشان در فرض عدم قناعت، حجت شرعی در پذيرفتن نظرات مرا ندارند، وليكن من جهت عمل به نظرات و تصميمات متخذه از سوی ايشان به عنوان رهبری، عندالله حجت شرعی و قانونی دارم. اما ذكر چند مثال در خصوص اختلاف نظرهايی كه گفتید دو نمونه را می‌گويم كه مربوط به گذشته‌ خيلی دورهم نمی‌باشد، فقط به عنوان مثال:

نمونه‌ اول؛ بنده بنا به دلايل محكمی كه داشتم، با نامزد شدن خودم برای مجلس خبرگان رهبری، مخالف بودم، مقام معظم رهبری از من توضيح خواست و دلايل مرا نپذيرفت و به من امر كردند كه بايد ثبت نام كنيد و اضافه كردند كه نام نويسی شما در انتخابات مجلس خبرگان يك تكليف الهی است و واجب، گفتم من كه بر خودم واجب نمی‌دانم، شما كه واجب می‌دانيد، تهيه‌ مقدمات آن نيز بر شما واجب است. مقدمات مورد نظر را گفتم كه ايشان پذيرفتند و عملی كردند و من هم نامزد شدم.

نمونه‌ دوم؛ بنا بر دلايل متعدد سياسی، اقتصادی، مديريتی، به عملكرد دولت نهم انتقاد دارم به جز در مورد تخلف از سياست‌های كلی كه نظارت بر آن از وظايف مجمع است، سكوت كرده‌ام تا با نظرات علنی مقام معظم رهبری، مخالفتی انجام نگيرد.

مبنای آن فرمايشی را كه در جمع دانشجويان عزيز فرموديد، كه «خامنه‌ای عشق من است» چيست؟

آنچه را كه در جمع دانشجويان گفتم سياسی نبود، بلكه واقعيت را گفتم. من آقای خامنه‌ای را دوست می‌دارم و هرگز به جهت ملاحظات سياسی و حكومتی، آن موراد را مطرح نساختم و تكرار می‌كنم كه طی حداقل پنجاه سال گذشته در اين كشور دو نفر از من و آقای خامنه‌ای به يكديگر نزديك‌تر، كسی را نمی‌شناسم.

( در اين قسمت نگارنده فرمايش ايشان را قطع كرد و عرض كرد: خدا را شكر حاج آقا؛ اگر شما و مقام معظم رهبری، با هم اختلاف و افتراق نداشته باشيد هرگز به اين مملكت آسيب نخواهد رسيد، دولت‌ها می‌آيند و می‌روند، مهم يكی بودن و همدلی و همراهی شما و ولی امر مسلمين است.ايشان فرمودند:مطمئن باشيد كه ما هرگز از هم جدا نخواهيم شد.)

نظر صريح جنابعالی را در خصوص حمايت‌های مقام معظم رهبری، از دولت نهم و شخص رئيس محترم جمهور، چيست؟

من اينجوری خودم را راضی و قانع می‌كنم كه رهبر معظم انقلاب اسلامی، تحليلی را از اوضاع دارند كه تشخيصشان اين است كه اگر از دولت دفاع و پشتيبانی نكنند، ممكن است دولت برای ادامه‌ كار با مشكل جدی مواجه شود و در شرايط فعلی اين به صلاح نيست.

چرا تا كنون هرگز هيچ حمايت آشكار و پنهانی را از دولت نهم انجام نداده‌ايد؟

موضع من در حق دولت نهم همان سكوت من است و فكر نمی‌كنم كه رهبر معظم انقلاب در اين زمينه چيز بيشتری از من بخواهد، زيرا ايرادات و انتقادات مرا به اين دولت در ابعاد گوناگون، مستحضر می‌باشند.

راجع به گرانی‌های افسار گسيخته‌‌تر فعلی و تورم بی‌لجام‌تر از دولت‌های گذشته، چه می‌گوييد؟

در شرايط فعلی و با توجه به حساسيت فوق‌العاده‌ی كشور در ابعاد داخلی و خارجی، بهتر آن است كه من وارد بحث نشوم، اهل سياست و آنان كه سری در كتاب و دعا دارند می‌دانند كه من با اين اوضاع مخالف هستم و راه حل هم دارم. البته كسی مساعدت و مشاوره‌ای را طالب نشده است و من هم سكوت را ترجيح می‌دهم. ضمناً می‌پذيرم كه در گذشته نيز اشكالات اقتصادی و تورمی بوده است، اما هرگز چنين نبوده و....

سياست‌های سياست خارجی دولت نهم را چگونه ارزيابی می‌كنيد؟

به همان دلايلی كه در رابطه با مسايل اقتصادی سخن نگفتم، پيرامون سياست‌های خارجی دولت نهم نيز، بهتر است كه سكوت را انتخاب كنم

لطفاً نظر خود را به صورت واضح در خصوص انتخابات دهم رياست جمهوری بيان بفرماييد؟

در مورد انتخابات دوره‌ دهم، اعتقاد من همان است كه در جلسه‌ جامعه‌ روحانيت بحث شد و آن اين است كه چنانچه همه‌ كسانی كه خود را به هر نوعی جزو اصولگرايان می‌دانند، يكی از چهار نفر مطرح شده يعنی حجج اسلام ناطق‌نوری و روحانی و آقايان لاريجانی و ولايتی را، نامزد كنند و متفرق نشوند، بنده نيز به سهم و توان خود از نامزدی آن نامزد واحد، حمايت خواهم كرد و با جريان اصلاح طلب هم موافقت بشود كه سهم مناسبی را در كابينه و مديريت اجرايی كشور داشته باشد كه اميد بر موفقيت چنين طرحی نيز فراوان است.

آيا در انتخابات دهم رياست جمهوری نامزد می‌شويد؟

نه، در انتخابات دهم رياست جمهوری، نامزد نخواهم شد.

جناب آقای هاشمی رفسنجانی، شما كه سال‌های سال، رياست قوه‌ مقننه و نمايندگان مجلس را عهده‌دار بوده‌ايد، چرا برخی از نمايندگان اداوار مختلف مجلس شورای اسلامی، بجای انجام وظيفه‌ خطير نمايندگی، برابر آنچه كه قانون اساسی برای آنان تبيين فرموده است، سعی بر رفيق شدن با وزيران، معاونان و رؤسای سازمان‌ها دارند و عده‌ای از آنان نيز هواداران جدی بعضی از وزارتخانه‌ها در وقت بررسی بودجه در مجلس و هنگامه‌ طرح استيضاح‌ها و تحقيق‌وتفحص‌ها، می‌شوند ؟

.....پرسش يازدهم مرا نيز با تأسف و تأثر پاسخ گفت و اوج غم و غصه خود را از اين‌كه چرا برخی چنين می‌كنند و چرا مجيزگويی و چاپلوسی و پست‌خواهی به هر قيمتی، تا بدين حد در جمهوری اسلامی پيشرفت كرده است را پنهان نكردند.

 تصاویر : www.iqna.ir - 2kuhe.blogfa.com 

۸۸/۲/۲۵

 نوشته شده توسط گُچگ کهنو |  
جنوب استان صاحب دانشگاه علوم پزشکی می شود

 

 

دکتر لنکرانی، وزیر بهداشت و درمان روز چهارشنبه در جلسه شورای اداری شهرستان جیرفت در جمع مسئولان این شهرستان ضمن تقدیر از تلاش مدیران در جهت پیشرفت و تحول در منطقه گفت: مردم شما مسئولان را به عنوان عملکرد دولت می دانند و دولت نیز به تنهایی نمی تواند باعث پیشرفت در کشور شود. وی تغییرات رو به توسعه را در جنوب طی 4 بار سفر خود به منطقه بارز دانست و افزود: الان موج امیدی بین مردم ایجاد شده که حاصل تامل مسئولان و به ویژه رئیس جمهور است و تصریح کرد: اعتماد سازی و نگاه پر شوری که بعد از اوایل انقلاب در دولت نهم دوباره برقرار شد یکی از بزرگترین دستاوردها برای اتکاء به آینده می باشد. وزیر بهداشت و درمان در ادامه افزود: با کمتر از دو سال که از سفر رئیس جمهور به استان کرمان می گذرد 88 درصد مصوبات اجرایی شده است و در برخی پروژه ها اقدامات اجرایی صورت پذیرفته و اجرای بعضی مصوبات هم دیر شروع شده، وی 5 برابر شدن عملیات اجرایی سال 87 در مقایسه با سال 83 را قابل توجه دانست و گفت: این حجم عملیات می تواند به ده برابر هم برسد.

لنکرانی مهمترین عامل عدم پیشرفت برخی مصوبات را محدودیت منابع مالی ذکر کرد و افزود: بودجه تملک در سال هشتاد و هفت 28 هزار میلیارد ریال بوده است. وزیر بهداشت و درمان کشور همچنین از به اتمام رسیدن بسیاری از مصوبات ملی و استانی با بازده زمانی 24، 25 ساله ساله خبر داد و افزود: از مجموع 121 پروژه مصوب سفر اول بیش از 67 درصد به بهره برداری رسیده که نشان از حرکت رو به پیشرفت جیرفت می دهد وی همچنین در جمع مدیران گفت: وظیفه داریم خواسته های نشدنی را با قاطعیت رد کنیم که در کارها دچار اختلال نشویم، چرا که افراط و تفریط بیشترین ضرر را می رساند.

لنکرانی همچنین در جمع مردم در مسجد جامع جیرفت گفت: در دور اول سفر رئیس جمهور یکی از دغدغه های ایشان فاصله زیاد توسعه جنوب استان بود که با تشکیل ستاد راهبردی جنوب تلاش کردیم توسعه را به صورت همگون و همسان پیش ببریم که اجرای 67 درصد پروژه ها گام مهمی در زمینه رفع محرومیت جنوب است. وی از تلاش برای همسانی توسعه صنعتی در کشور خبر داد و گفت: یکی از محورهای آمایش صنعتی، شهرستان جیرفت است که با ایجاد صنایع تبدیلی شاهد رونق جامع این شهرستان که دارای بالاترین نرخ باسوادی (بیش از 98 درصد مردم جیرفت باسوادند) است، باشیم.

لنکرانی در خصوص دانشگاه علوم پزشکی جیرفت گفت: هدف ما از تاسیس دانشگاه علوم پزشکی در جیرفت پذیرش دانشجوی بومی و توانمندی جوانان منطقه است و از این نگاه باید حمایت شود. فرماندار جیرفت نیز در این مراسم ضمن خیرمقدم گویی به مهمانان گفت: دولت عدالت محور در طول چهار سال منشاء خیر و برکت در ایران و به ویژه شهرستان جیرفت بوده است و افزود: مردم جیرفت و نسل آینده هیچ گاه تحقق وعده رئیس جمهور مبنی بر تاسیس دانشگاه علوم پزشکی جیرفت را فراموش نخواهند کرد. دکتر اسلامی پناه نیز تاسیس دانشگاه علوم پزشکی را فرصتی برای رفع محرومیت منطقه ذکر کرد و گفت: از مهرماه با پذیرش دانشجو باید اقدام جدی در این خصوص صورت پذیرد.

 

۸۸/۲/۱۱

 نوشته شده توسط گُچگ کهنو |  
همايش دو روزه مهر باران در جيرفت آغاز شد

خبرگزاري فارس: همايش دو روزه مهر باران با حضور جمع كثيري از دانشجويان شركت كننده در طرح‌هاي جهادي در منطقه جنوب استان كرمان در جيرفت آغاز شد.

 
به گزارش خبرگزاري فارس از كرمان، اين همايش كه ‌چهارشنبه شب با حضور مسئولان شهرستاني و جهاد دانشگاهي تهران و كرمان در جيرفت رسما آغاز به كار كرد، بيش از 100 نفر از دانشجويان شركت كننده در طرح‌هاي جهادي به منطقه اعزام شدند.
در همايش مهر باران دانشجويان با اعزام تيم‌هاي چند نفره به مناطق محروم استان كرمان به بررسي محروميت‌هاي منطقه مي‌پردازند.
دانشجويان اعزامي به مناطق جنوبي استان كرمان ضمن بازديد از مناطق محروم و يادداشت ضروريات و نيازها براي رفع محروميت در مناطق دور دست استان كرمان گام بر مي‌دارند.
اين تيم‌هاي چهار تا پنج نفره بعد از جمع‌آوري مقدماتي از محروميت‌هاي منطقه با مسئولان مربوطه در آن منطقه به گفتگو مي‌نشينند تا بتوانند گوشه‌اي از محروميت منطقه را رفع كنند.
هدف اصلي برگزاري اين همايش معرفي ظرفيت‌هاي منطقه و رفع محروميت‌‌هاي بزرگ عمراني، آباداني، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و ... در روستاها و بخش‌هاي فقير و محروم جنوب استان كرمان است.
شايان ذكر است اين دانشجويان با شعار مشاركت لازم مردم در رفع محروميت، دست به برگزاري اين همايش و آغاز به كار طرح جهادي در اين منطقه زدند.
جنوب استان كرمان با شش شهرستان و جمعيتي بالغ بر 750 هزار نفر يكي از مناطق محروم كشور است .
 
 
۸۸/۲/۱۰
 نوشته شده توسط گُچگ کهنو |  
ما به کجا رسیده ایم ؟

 

 

احمد یوسف زاده :

یادآوری : این مطلب نافی مزایای سفرهای استانی رییس جمهور نیست.

پیرزن که به گفته دختر جوانش تازه از بستر بیماری برخاسته، مردد است برود انتهای آن صف طویل بایستد یا به خانه برگردد. او اصرار دارد بایستد و مشکل بی شغلی پسرش را حل کند! اما دختر، نگران از سلامت مادر، می گوید: «دست کم باید سه ساعت توی صف بایستی آن هم با این حال ناخوشی که داری»

ترافیک سنگین جاده تهران رانندگان عبوری را کلافه کرده است. تا چشم کار می کند در خیابان و زمین های خاکی اطراف، ماشین پارک شده است.

از ساعت 7 صبح مردم مقابل سازمان فنی و حرفه ای صف کشیده اند، صفی بسیار طولانی و چند لایه. اینجا «ستاد رسیدگی به شکایات مردمی رئیس جمهور» است که به مناسبت سفرشان برپا شده . صف زنان چهار برابر صف مردان است، هر کسی در صف ایستاده نامه ای در دست دارد و هر کسی در صف نیست، در حال نوشتن نامه است.

ماموران انتظامی به سختی می توانند به خیل جمعیتی که در آستانه کریدور ورودی قرار دارند، نظم و ترتیبی بدهند. از خیابان تا ساختمان پشت اداره فنی و حرفه ای کریدوری کشیده اند و خیل زنان و مردان در این کوچه در انتظار ایستاده اند. انتهای کوچه قبل از ورود به ساختمان، اتاقکی پر از کارتن های کیک و آبمیوه درست شده که آنجا از مراجعین پذیرایی می شود.

وارد ساختمان که می شوی با سالن های متعدد که به وسیله «پارتیشن» از هم جدا می شوند، روبه رو می شوی. سالن اول، سالن ثبت نام است. آنجا به مراجعه کنندگان شماره ای می دهند و انتظار شروع می شود. نمی دانم چه مدت باید بایستند تا شماره شان از بلندگو اعلام شود. صاحبان شماره ها از گذرگاه تنگی عبور می کنند و به سالن دیگری می رسند. اینجا سالن انتظار است. سالن بعدی اسم دیگری دارد، از این سالن هم که بگذری به سالنی می رسی که عده زیادی در حال خلاصه برداری از نامه های مراجعین هستند و ... این سالن ها در انتها ختم می شوند به سالنی که از هر وزارتخانه نماینده ای برای رسیدگی به مشکلات مردم حضور دارد و قرار است دردی از دردشان کم کند.

سرم سوت می کشد، بارها اتفاق افتاده که برای یک کار کوچک مثل یک امضاء گرفتن چند روز مکرر به اداره ای مراجعه کرده ام و نا امید بازگشته ام، حالا این حضرات با ابداع این نوع مدیریت چگونه می خواهند مشکل این خیل جمعیت که از خیابان تا کوچه های پلاستیکی و آن همه سالن تا اینجا صف کشیده اند را یک روزه حل کنند؟! هنوز یک روز از ورود رئیس جمهور محترم به کرمان نگذشته است. صحنه نامه باران شدن رئیس جمهور را در معابر شهر پیش چشم می آورم. در تصاویر انتخاب شده تلویزیونی می بینم رئیس جمهور به سختی از میان نامه هایی که به سر و رویش می ریزد و گاه خودش مجبور می شود از حفره سقف خودرو آنها را به داخل پارو کند، به احساسات استقبال کنندگان پاسخ می دهد.

در هنگام سخنرانی ایشان، عده ای ماموریت دارند که نامه های مردم را در گونی هایی که در دست دارند، بریزند. در پایان سخنرانی هم آقای احمدی نژاد از همکارانش می خواهد نامه های کسانی که به تقلا می خواهند به دست او برسانند را جمع آوری می کنند. پس از سخنرانی هم ماشین های اداره پست و در کنار آنها صندوق های بزرگ پستی در خیابان دیده می شوند که باقی مانده نامه های مردم را جمع آوری کنند. یک روز پس از ورود رئیس جمهور، هر کجا حس حضور او یا نمایندگانش هست، مردم سرگردان هم هستند. مردمی که در هر گوشه ای نشسته اند و سعی دارند مشکلات خود را بر صفحات کاغذ بنویسند، بلکه دردی از آنها درمان شود.

این مقدمه را آوردم تا نقدی بنویسم بر این شیوه مدیریت که در دولت نهم باب شده و مبتکرین آن خیال می کنند این روش نهایت مهرورزی و عدالت گستری است.

در این زمینه ذکر چند مورد به نظرم رسید:

1ـ مدیریت «نامه پرانی» که مبدع آن دولت نهم است با اصل کرامت انسانی همخوانی ندارد. اگر یک شهروند مثلا کهنوجی سهمی از درآمدهای کشورش دارد، آن سهم باید با برنامه ریزی دقیق در محل زندگی به دست او برسد، نه اینکه با صرف هزینه و به جان خریدن خطرات خود را به محل گذر رئیس جمهور برساند و اگر زیر دست و پا جان سالم به در برد، عریضه اش را تقدیم ایشان کند و به ولایتش برگردد. در واقع این نوع مدیریت که نمونه اش در هیچ کجای دنیای پیشرفته امروزی دیده نمی شود، آدم ها را وادار می کند که عرق ریزان دنبال رئیس جمهور بدوند و کرامت انسانی خود را پیش پای ایشان ذبح کنند تا احیانا به حقی برسند که متعلق به آنهاست.

2ـ مدیریت «نامه پرانی» امری مقبول است، در صورتی که در کشور این همه دستگاه اجرایی از قبیل استانداری ها، فرمانداری ها، و سایر ادارات وجود نداشته باشد. در چنین حالتی و در یک مملکت بی حساب و کتاب و بی مسئول مردم چاره ای ندارند جز اینکه خود را شخصا به شخص اول اجرایی مملکت برسانند، اما در کشوری که سنگ نوشته های کشف شده از تخت جمشیدش نشان می دهد که مستمری کارگران و بیمه ی آنها روی حساب و کتاب پرداخته می شد. این شیوه مدیریت سیری قهقرایی است که از آن بوی عوامفریبی می آید.

3ـ از این شیوه مدیریت دو مسئله به ذهن متبادر می شود. اول اینکه اصولا این همه دستگاه عریض و طویل و مدیران آنها همه بی خاصیت هستند و توان حل مشکلات مردم را ندارند، فلذا دولت مجبور است رأسا و توسط شخص رئیس جمهور نامه های مردم را جمع کند و به آنها پاسخ دهد. فرض دوم اینکه این نحوه رسیدگی به خواسته های مردم، صرفا نمایشی سطحی برای جذب آرای آنان است که هر دوی این گمانه ها در شأن ملت بزرگ ایران نیستند و جز به ترویج تحقیر نفس و گداپروری دامن نمی زند.

4ـ از آنجا که ثابت شده است اکثر قریب به اتفاق کسانی که به رئیس جمهور نامه می دهند مبلغی هر چند اندک در حد 50 یا 100 هزار تومان دریافت کرده اند و در سفر اول این مسئله به وضوح مشاهده شد، فلذا طبیعی است با انبوه مشکلاتی که مردم دارند، حجم نامه ها و به تبع آن استقبال به مراتب در هر سفر بیشتر شود، کما اینکه در سفر دوم رئیس جمهور نامه های بیشتری جمع آوری شد، سوال اینجاست کجای این نمایش پر درد با عدالت مورد ادعای دولت نهم سازگاری دارد. با کدام منطق جور درمی آید که هر کس توانست دنبال ماشین رئیس جمهور بدود، سهمش را بگیرد و هر کس که نتوانست از جنوبی ترین روستاهای قلعه گنج به کاروان رئیس دولت بپیوندد از حاتم بخشی ایشان محروم بماند!!

5ـ چرا هیچ مرجعی تا کنون جرات نکرده است مبلغ دقیق پول هایی که در سفرهای رئیس جمهور نقدا به مردم پرداخت می شود را اعلام کند و بگوید از چه محلی این مبالغ تامین اعتبار شده اند؟! چرا هیچ نماینده شجاعی طرح تحقیق و تفحص از میلیاردها پول که در سفرهای استانی هزینه می شود را در مجلس ارائه نکرده است؟

شاید اگر سر جمع مبالغ اهدایی رئیس جمهور به کسانی که در رکابش می دوند و البته از سرِ فقر و نداری درخواست کمک دارند، محاسبه می شود، آن وقت به راحتی بشود محاسبه کرد که با این پول های اندک اما زیاد چه طرح های بزرگی می شود در مناطق محروم اجرا کرد، اما متاسفانه گویا افشای این راز، خط قرمز دولت عدالتگرا است و کسی حق داخل شدن به این حیطه را ندارد.

6ـ پرداخت پول های نقد، تنها یکی از نقاط منفی طرح خوب سفرهای استانی است، مبالغ بی شمار هزینه هایی که مدیران متملق هم از کیسه بیت المال در این سفرها به هدر می دهند، ضعف دیگریست که در سفرهای استانی خود را نشان می دهد. نگارنده از سر کنجکاوی از چهارراه طهماسب آباد کرمان تا مصلای این شهر که قسمت کوتاهی از مسیر فرودگاه تا مصلای کرمان است، تعداد 60 بیلبورد بزرگ حاوی عکس های رئیس دولت را دیدم که دست کم بیست میلیون تومان هزینه طراحی، چاپ و نصب آنها بوده است. حالا شما این مبلغ را ضربدر هر چه از این تابلوها در شهر و محل زندگی خود و در مصلا و ورزشگاهها دیده اید، بکنید و فراموش نکنید این مبالغ تنها بخش اندکی از هزینه های سفر است و اگر دولت عدالت محور کل مبالغ هزینه شده در 58 سفر استانی را اعلام می کرد، معلوم می شد که شیوه مدیریت احمدی نژاد عین عدالت هست یا نیست ؟ وا... اعلم بالصواب

۸۸/۲/۵ 

 نوشته شده توسط گُچگ کهنو |  
دقایقی قبل ؛ حرم امام موسی کاظم (ع) مورد حمله تروریستی قرار گرفت

منابع خبری از وقوع دو انفجار شدید در اطراف و صحن حرم امام موسی کاظم علیه السلام در کاظمین عراق خبر دادند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری عراقی براثا، منابع خبری اعلام کردند : دو انفجار شدید لحظاتی پیش در شهر کاظمین عراق به وقوع پیوست.

بنابر اطلاعات به دست آمده این دو انفجار یکی در صحن حرم امام موسی کاظم علیه السلام  ( منطقه باب الدروازه ) و دیگر در نزدیکی حرم به وقوع پیوست.

به گزارش براثا، در پی این حمله که در ساعت ازدحام جمعیت در حرم شریف و صحن آن بوده است،  شمار زیادی شهید و مجروح شدند.

این دو عملیات تروریستی در حالی به وقوع پیوست که روزگذشته نیز در حمله تروریستی به زائران ایرانی در استان دیاله عراق 65 زائر شهید و حدود 130 تن دیگر زخمی شدند.

 

۸۷/۲/۴

 نوشته شده توسط گُچگ کهنو |  
قابليت استقرار سازمان آموزش و پرورش در جنوب استان كرمان

به گزارش خبرگزاري فارس از جيرفت، علي قدم‌ياري مشاور وزير آموزش و پرورش در جمع فرهنگيان جيرفت اظهار داشت: با توجه به قابليت‌ها و ظرفيت‌هاي جنوب كرمان، موضوع استقرار سازمان آموزش و پرورش در جيرفت و راه‌اندازي تربيت معلم به صورت مجتمع رفاهي و آموزشي و اردوگاه‌هاي تفريحي در دو بخش جبالبارز و ساردوئيه امكانپذير است.

وي افزود: با توجه به اينكه بيش از يك ميليون و 300 هزار نفر همكار و فرهنگي در ايران مشغول به خدمت هستند، بايد به موضوع شوراهاي آموزش و پرورش به عنوان يك ضرورت توجه شود و يكي از مشكلات آموزش و پرورش، مشكلات ساختاري و ريشه‌اي در بخش تعاون و مشاركت است.

قدم‌ياري تصريح كرد: سعه صدر در بين نيروهاي حق‌التدريس و آموزشياران سبب مي‌شود تا بتوانيم به كار 50 تا 60 هزار نيروي حق‌التدريس خود بپردازيم.

وي ضمن اشاره به موضوع سهام عدالت افزود: تا پايان خرداد ماه سال‌ جاري هر دو مرحله معوقه سهام عدالت فرهنگيان پرداخت مي‌شود و اميدواريم اين كار براي رفع مشكل فرهنگيان موثر باشد.

 

۸۸/۲/۳

 نوشته شده توسط گُچگ کهنو |  
قسم ناموسی به خاطر آدامس !!

 

امید مرتضوی

بسیاری از اصطلاحات روزمره بین جوانان کم سواد، یا بی معنی و من درآوردی هستند و یا آن که معنی دقیق آن را نمی دانند. از قبیل توی پاچه کردن، انداختن، پاچه خواری، ای ول و ...

مثلا چند روز قبل در پیاده رو خیابان چند جوان با هم ایستاده بودند و یکی از آنها آدامس می جوید که دوستش به وی گفت که یک دانه هم به من بده. وی در جواب گفت: ناموسا ندارم!! قطعا این جوان معنی اصطلاح به کار برده را نمی داند و گرنه کدام انسان باغیرت و جوانمرد به خاطر یک آدامس به ناموس خود قسم می خورد؟! مگر نه این است که می گویند قسم خوردن حتی به راست هم کراهت و کفاره دارد؟! ناموس یعنی شرافت و حیثیت خواهر، مادر، همسر. آیا هیچ آدم باغیرتی می گوید که به شرافت خواهرم آدامس در جیب ندارم؟ یا به نجابت مادرم قسم که ...؟!

اصلاح فرهنگ عامه از مهمترین وظایف متولیان فرهنگی است. چرا ناظم مدرسه نباید در صبحگاه مسائل فرهنگی و معاشرتی را به دانش آموزان تفهیم نماید؟! یا معلم در چند دقیقه آخر کلاس که دانش آموزان به علت خستگی، توان یادگیری فرمول های فیزیک، شیمی، ریاضی و ... را ندارند مسائل اخلاقی و آداب معاشرت را به دانش آموزان می آموزد؟! و روحانی در مسجد به هنگام ذکر غیرت و رشادت علی اکبر به جوانان گوشزد می کند که ارزش ناموس بالاتر از آن است که به خاطر یک آدامس به آن سوگند یاد کنیم؟!

 نوشته شده توسط گُچگ کهنو |  
سفر به جازموریان ( 2 )

 

سفر به جازموریان (۲)

از گزارش های منصور علیمرادی

 

باغك آبادى كوچكى كه خودش را در پهندشت جازموريان به نسبت ديگر آبادى هاى حاشيه، قدرى جلوتر خزانده است. روستاى باغك، حدودا بيست خانوار جمعيت دارد و همه كپرنشين، بدون برق، اهالى همه »جت « هستند. شعر معروف منوچهر آتشى در ذهنم جان مى گيرد: »عبدوى جت دوباره مى آيد با سينه اش مزارع سرسبز جو از موتور پمپ آبيارى مى شوند و انواع پرنده ها را مى توان در كشتزارهاى اطراف پمپ ديد كه بى هيچ واهمه اى از گذرندگان به دانه چينى مشغولند. پشت مزارع جو بيابان جازموريان جان مى گيرد و تا دوردست هاى افق جايى كه انگار زمين و آسمان به هم دست داده اند كشيده مى شود. بساط ناهار را پاى يكى از »شه گزهاى « باغك پهن مى كنيم. شترها، گاوها و گوسفندها در اطراف كشتزارها به چرا مشغولند. بعد از ناهار به خانه »چراغ « مى رويم. پيرمردى با بيش از 90 سال سن، استخوانى، بسترش را كنار اجاق ميان »كتوك « پهن كرده اند و ما كه سر مى زنيم داخل خانه سعى مى كند نيم خيز شود به سختى، با »چراغ « بايد قدرى بلند حرف زد. گوش هايش كمى سنگين اند، چراغ شاهد ماجراهاى نزديك به يك قرن در جازموريان بوده است. كم نيست كه آدم يك قرن در يك منطقه سر كند و پايش را از آن حدود بيرون نگذارد، چراغ عمرش را با پرورش شتر و وهم بيابان و آوازهاى شبانى سر كرده است. شاهد رويدادهاى تلخ و شيرينى در جازموريان، از جشن ها و عروسى ها تا كشتارهاى خونين و چپاول هاى ياغيان سركش بوده است، مى پرسم: چراغ! قديمه بهتر بود يا حالا؟ به سختى حرف مى زند، اما از اينكه شنونده هايى كنجكاو پيدا كرده خوشحال است، مى گويد: قديم چيزهايى داشت كه زمان امروز ندارد و امروز چيزهايى دارد كه قديمه نداشت. مى گويم: مثلا... مى گويد: در گذشته مردم بيشتر همديگر را مى خواستند، مهربانى بيشتر بود، زندگى شوق و اشتياقى داشت كه حالا نيست و امروزه امكانات هست، دوا و دكتر هست، كميته امداد هست، كه در گذشته نبود و مردم به راحتى مى مردند، زن چراغ مى گويد:

اى قوم و خويش! اين هوش و حواسش به جا نيست، خودت را خسته نكن. حرف هايش هم به هم شورند. مى گويم: تو چرا نمى گذارى چراغ حرف بزند. مى گويد: آخه اين حرف هايش چندان سَر رَد هم نيست، ولى من بهتر بلدم. مى گويم: باشه، تو تعريف كن... غش غش مى خندد، مى گويد ما زمستان هايمان به جازموريان مى گذشت و تابستان ها مى آمديم به حومه، بعضى وقت ها كه بارندگى مى شد، مى بايست جاى بلندتر پيدا كنيم به مكافات، تا گِل زمين خشك شود و مال و احشام بسيار به گل مى رفت. رزق و بركت زياد بود، اما سختى زندگى همان بود كه بود، چه داشتيم و چه نداشتيم تفاوتى به حال ما نداشت. چراغ مى گويد: ولى قديمه يادش به خير خيلى بهتر بود، دوباره زنش مى پرد وسط كلام چراغ. مى گويم، مشهدى تو با چراغ خصومتى دارى؟ چرا نمى گذارى حرفش را تمام كند؟ مى گويد: آخه اين چيز زيادى بلد نيست، مى گويم، اگر بخواهى اذيتش كنى مى برمش به رودبار و از قوم و قبيله خودم برايش زن مى گيرم. روده بر مى شود از خنده، مى گويد: در جوانى اش كه غير از من كسى صاحبش نشد. چراغ سرى تكان مى دهد و مى خندد. پيرمرد به سختى نفس مى كشد، اما مى توان ورزيدگى اش را در جوانى مجسم كرد، خيلى حرف مى زنيم، از هر درى، اما باز هم زن چراغ مُصّر است كه چراغ حرف هايش به درد جايى نمى خورند و من به اين فكر مى كنم كه چراغ شاهد خاموش يك قرن تاريخ اين سرزمين است با دانسته هايى بسيار ارزشمند كه روزى با او دفن خواهند شد.

***

دوشنبه ساعت 12 ظهر به اتفاق زمان صادقى مولف »فرهنگ قلعه گنج « و جمع قبلى عازم حركت به سمت رشته كوه شمال گشميران و جنوب در رشته كوه مارز هستيم. به سمت رودخانه »كم سفيد « رودى كه از كوههاى مارز در جنوب. كوههاى ناحيه گشميران سرچشمه مى گيرد و به جازموريان مى ريزد. رودخانه اى فصلى البته در اين چند سال اخير پرپهنا و تمدن ساز، رودخانه اى كه به آن اصلا پرداخته نشده در حالى كه 6- 5 شهر كوچك و بزرگ را در كناره هاى خود به وجود آورده است. حدودا 70 كيلومتر تمدن را ... به »گوربندها « (يعنى قبرستان گبرها در اصطلاح محلى) مى رسيم. شهرى منظم، جمع و جور در حاشيه رودخانه كم سفيد، به سواحل رودخانه كه در سال هاى گذشته دائما آب داشته، زمين هاى كشاورزى مسطح قرار دارند كه در قرن ها و هزاره هاى گذشته كشت مى شده اند. شهر بر تپه هاى كرانه شمالى رود بنا شده و چه شهرى! آدمى حيرت مى كند، در سرزمينى كه در قرن بيست و يكم مردمش هنوز به شيوه هزار سال قبل زندگى مى كنند روزگارى مردمانى مى زيسته اند، يكجانشين با نظام اجتماعى منظم. كشاورزى كاملا پيشرفته، پائين تپه به ظرف سنگى هاون مانندى برخورد مى كنيم، كاملا سفيد و خوشتر اش، كه از آن براى آرد كردن چيزهايى مثل حبوبات استفاده مى شده، شهر را حصارى مثل كمربند در ميان گرفته است و به طور كلى شامل سه قسمت است، يك قسمت گورستان كه مثل چلو صافى توسط حفاران سوراخ سوراخ و آش و لاش شده. گورها به هم چسبيده و تنگ بغل هم قرار گرفته اند. يك قسمت محل سكونت اهالى بوده، ساختمان هايى منظم و سنگى كه آثار به جا مانده از آنها نمايانگر شكلى از معمارى قابل توجه به نسبت همان حوزه است و قسمت سوم اين شهر كوچك سدى است كه بر دره اى نسبتا عميق بسته شده، سدى از خاك و سنگ و قوس دار، تا تراكم آب نتواند در آن شكاف ايجاد كند. آب سد براى آبيارى زمين هايى استفاده مى شده كه قدرى از سطح بستر رود بالاتر بوده اند، اما به نظر مى آيد اين سد در ميان اين شهر ديگر كاركردى مهمتر داشته، احتمالا در شرايط بحرانى و جنگ اين سد ذخيره ى آب مطمئن براى ساكنان محسوب مى شده، چرا كه شهرها و آبادى هاى منظم و تراكم جمعيت نشان از آب دائمى رود و آبادانى و كشت و زرع گسترده دارد، و بر كناره اين رودخانه بستن سدى، آن هم در ميان شهر صرفا به خاطر كشت و زرع نيست. مشخص است كه بستر رود در زمين هاى مسطح ساحلى پيشروى كرده و قسمت عمده اين زمين ها را آب برده است، در ميانه پرتگاهى كه در كناره ى رود ايجاد شده سنگ چينى است كه تا سطح زمين تقريبا 2 متر فاصله دارد. اين سنگچين جوى آبى بوده كه از رودخانه منشعب مى شده و مزارع را در پائين دست مشروب مى ساخته است، وجود سفال هاى پرنقش و نگار حاكى از ارج و قرب هنر در ساخت اشيائى اين چنينى دارد، هر چه در اطراف گشتم كه كارگاه سفالگرى يا نشانه اى مشابه مثل گِل رُس پيدا كنم، پيدا نكردم. به احتمال قوى اين اشياء در نواحى جلگه اى نزديك مثل تم گبران كه در آن حدود مركزيت داشته اند، ساخته شده و به اين منطقه منتقل گرديده است.

رودخانه »كم سفيد « يا »گريشِكَ « از ارتفاعات دامنه مارز و راين قلعه و گشميران سرچشمه مى گيرد و تقريبا به طول150 كيلومتر، با عبور از حاشيه ى آبادى هاى »چاه رضا ،« »بَنُن « باغك، چاه غلامحسين، چاه دادخدا و مزرعه شهيد بهشتى به باتلاق جازموريان مى ريزد. حدودا 70 كيلومتر در حاشيه اين رودخانه آثار تمدنى بزرگى قرار دارد كه نيازمند كاوش و مطالعه و توجه بسيار است...

ادامه دارد ...

 

۸۸/۲/۲

 نوشته شده توسط گُچگ کهنو |  
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
امکانات

Copyright © 2006 All Rights Reserved by kahnouj.Blogfa.com